تبلیغات
پلاک آخر - السلام ای فکه
جنگ چه شد که قهر کردی؟
دلتنگ پیر جماران

جستجو
لوگوی دوستان

سخن عترت

موضوع: شهدا -جبهه و جنگ -

بسم الله

هنوز خاک رمل گون فکه بوی عاشقانی را می دهد که توانستند خود را فدای عشق خویش کنند. نه اینکه خود را فدای عشقی زمینی کنند؛ نه. چرا که عشق زمینی انسان را آزاد نمی کند، اسیر و در بند می کند. اصلاً عشق زمینی واژه ای متناقض است. عشق فقط آسمانی است. عشق افلاکی؛ نفس را در بند می کند و روح را آزاد می کند تا عاشق، مطابق فطرتش سیر کند و برای معشوق فناء شود. فکه قدمگاه و قتلگاه این عاشقان است: عشاق الشهادة، عاشق شهادت، عاشق خداست. عاشق شهادت، بنده اوست و در یک کلام؛ عبد الله است. چقدر دلم برایت تنگ شده؛ فکه!

                       

فکه را دوست دارم، چون علی محمودوند را دوست دارم. چون مجید پازوکی را دوست دارم.

فکه را دوست دارم، چون محمد زمانی را دوست دارم. چون علیرضا شهبازی را دوست دارم.

فکه را دوست دارم، چون شهدای تفحص را دوست دارم...

فکه را دوست دارم، چون فکه قطعه ای است از کربلا. کربلا مقتل هفتاد و دو شهید است، فکه هم قتلگاه صدها شهید است. اما فرق کربلا و فکه این است که کربلا مقتل و قدمگاه سید شهداست. برای همین است که کربلا قطعه ای از بهشت است و فکه قطعه ای از کربلا. فکه به واسطه ی کربلا قطعه ای از بهشت است...

پس؛ فکه هم قطعه ای از بهشت است...

فکه را دوست دارم، چون قطعه ای است از بهشت!

یادش به خیر، قدم گذاشتن در خاک فکه!

به امید روزی که ما هم عاشق شویم و پر گیریم!


برچسب ها: فکه، شهدا، جنوب، کربلا، کربلای ایران، تفحص،

نوشته شده در پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط بی پلاک
عاشقانه

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin