تبلیغات
پلاک آخر - گ م ن ا م
جنگ چه شد که قهر کردی؟
دلتنگ پیر جماران

جستجو
لوگوی دوستان

سخن عترت

موضوع: شهدا -انقلاب اسلامی -جبهه و جنگ -

بسم الله

"گمنام"! شاید واژه ای باشد که فراوان به پرده های گوشم اصابت کرده است. اما چه می دانم "گمنام" یعنی چه! همانطور که هیچ وقت "عشق" را نفهمیدم یعنی چه!

ولی این را فهمیدم که عشق، زمانی حیات دارد که عاشقی هم وجود داشته باشد. عشق همان نخ تسبیحی است که عشاق را به معشوق متصل می کند. آری! عشاق را به معشوق. معشوق یکی است. معشوق فقط حضرت معبود است. اهل بیت هم جلوه ای از حضرت معبودند. و سر سلسله عاشقی به وسیله آنها به معبود می رسد. "گمنامی" هم همان رشته اتصالی است که شاید اول کار به باریکی مو باشد ولی آن هنگام که عاشقی را به وصال معشوق رساند؛ دیگر تبدیل به طنابی محکم شده است. دیگر عاشق را به حبل الله متصل کرده است. و این اتصال به معشوق است که شهید گمنام را که خود تا دیروز عاشقی از عشاق بود؛ تبدیل به جلوه ای از معشوق می کند که عاشق ترین عاشقانش می شود مادرش! تا عمر دارد چشم به درب می دوزد و اشک می ریزد. نمی دانم تا به حال صدای گریه مادر شهید را شنیده ای یا نه؟ گریه مادر شهید گمنام را چطور؟

                

گمنامی عشقی است که انسان را فقط متوجه معبود خویش می کند و لا غیر. و همین شدت عاشقی است که اجازه نمی دهد شهید گمنام خود را نمایان کند؛ حتی برای مادرش...

تقدیم به مادران شهدای گمنام که خود گمنامند!


برچسب ها: شهید گمنام، مادر شهید گمنام، شهید، گمنام، شهادت،

نوشته شده در شنبه 7 آبان 1390 توسط بی پلاک
عاشقانه

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin