تبلیغات
پلاک آخر - گم نام
جنگ چه شد که قهر کردی؟
دلتنگ پیر جماران

جستجو
لوگوی دوستان

سخن عترت

موضوع: شهدا -جبهه و جنگ -

بسم الله

نمی دانم چه سری در درون واژه "گمنام" آرام گرفته است. نمی دانم! یادم می آید ایام عرفه که به کربلای جنوب مشرف شده بودم؛ حاج آقای کتابی اون رزمنده و روحانی با عشق، حرف زیبایی زد و چون سخنش از دل برمی آمد لاجرم بر دلم نشست! ایشان فرمودند که همه شهدا روز ازل عهدی را با امام حسین علیه السلام بسته اند اما شهدای گمنام علاوه بر آن عهد، عهدی را هم با مادر سادات علیها السلام بسته اند. این جمله را فقط یک اهل دل و عاشق شهدا می تواند به زبان آورد.

   

امروز داشتم کتاب "سلام بر ابراهیم" رو می خوندم. در یکی از خاطرات اون کتاب اومده که داش ابرام،  پیکر شهیدی را که هفته ها در منطقه غرب و لابلای کوه ها جا مونده بود رو پیدا می کنه و به عقب بر می گردونه... بعد از مراسم تشییع؛ پدر شهید میاد پیش آقا ابراهیم و خوابی رو که دیده براش تعریف میکنه. میگه پسرم از اینکه اونو برگردوندید ناراحت بود و میگفت به شما بگم تا زمانی که پیکرش مخفی افتاده بود در منطقه هر شب خانم حضرت زهرا سلام الله علیها بهش سر میزدند ولی از وقتی که شما اونو پیدا کردید و برگردوندید دیدار ها هم قطع شد!

سر گمنامی همین است. گمنامی دارای اسرار است که اسرار آن جز برای اهل یقین فاش نمی گردد. عشق به حضرت مادر یکی از اسرار واژه "گمنام" است.

مادر! دلم تنگ توست...


برچسب ها: گمنام، شهید گمنام، مادر، زهرا، ابراهیم هادی، شهادت، جبهه، جنگ، سلام بر ابراهیم،

نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط بی پلاک
عاشقانه

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin