تبلیغات
پلاک آخر - سلمان یتیم شد!
جنگ چه شد که قهر کردی؟
دلتنگ پیر جماران

جستجو
لوگوی دوستان

سخن عترت

موضوع: قرآن و عترت -شهدا -شعر -

بسم الله

عمریست که ما مست و پریشان حسینیم              از عالم ذر، دست به دامان حسینیم

ای کاش که محشر بتوانیم بگوییم                        دیوانه ی آن ساقی عطشان حسینیم

عصر جمعه همیشه دلگیره! آدم اصلاً نمی دونه باید چیکار کنه. می دونم چرا دلگیرم. این هفته هم آقا ازم راضی نبوده. نمی دونم چرا اینجوریه. هر باری تا یه ذره روی دوشت زیاد شه سنگینیشو احساس می کنی. اما بار گناه هر چقدر هم که زیاد میشه انگار نه انگار.

انگار نه انگار که شبهای جمعه می خونیم: "اللهم اغفرلی کل ذنب أذنبته". دوباره روز از نو روزی از نو...

شاید یکی از قشنگ ترین فقرات دعای کمیل برا من اونجایی باشه که میگه: "اللهم لا أجد... و لا لشیءٍ من عملی القبیح بالحسن مبدلاً غیرک". مظهر این صفت خدا، خون خداست. یعنی حسین بن علی علیه السلام. یا مبدل السیئات بالحسنات؛ حسین...

خیلی ها بودند که همین اسمو به کار گرفتند و تا آخرش هم با همین اسم ادامه دادند و به صاحب این اسم رسیدند...

شاید امروز خیلی نامی از اونا نشنویم؛ یادی از اونا نباشه. ولی...

امروز 15 اردیبهشته. بچه های گردان سلمان تیپ27 مردونه وایستادند و نذاشتند پاتک پنجم دشمن به جاده اهواز - خرمشهر کارساز شه. اما می دونی به چه قیمتی؟

قیمت وجب به وجب این خاک، قطره های خون بچه هاییه که بهترین های روی زمین بودند. امروز گردان سلمان، یتیم شد. هم فرمانده گردان، یعنی حسین قجه ای، هم معاون گردان، محمدرضا موحد دانش آسمونی شدند. پرواز به سوی حسین علیه السلام...

      

امروز 30 سال از اون روز میگذره و گردان سلمان همچنان یتیمه...

حسین شهادتت مبارک! محمدرضا شهادتت تهنیت!



نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط بی پلاک
عاشقانه

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin