تبلیغات
پلاک آخر - جبهه...
جنگ چه شد که قهر کردی؟
دلتنگ پیر جماران

جستجو
لوگوی دوستان

سخن عترت

موضوع: شهدا -انقلاب اسلامی -جبهه و جنگ -شعر -اندیشه -
بسم الله

جبهه آن واژه ای است که برای من یادآور عاشوراست. جبهه یعنی کربلا. و کربلا یعنی عشق و جنون. من هرگز نمی توانم بپذیرم که عده ای نام جبهه را بر خود گذارند ولی مجنون نباشند. برای من مهم نیست که جبهه ی قلابی از چه جنسی باشد؛ چه "مشارکت"، چه "رهپویان" و چه "پایداری". جبهه فقط جبهه ی جنون است. جبهه ی من بوی اشک می دهد. خاکریزش بوی خدا می دهد نه بوی گند دنیا و رزمندگانش سپر رهبرند نه آنکه رهبر را سپر خود کنند.



جبهه آن جایی است که استخوان های مفقودین از آن چه بعضی ها بدتر از بعثی ها کردند، می لرزد. جبهه ی من آن جایی است که خرازی با یک دست راه امام را نشان می دهد و جعفر جنگروی با یک چشم به لبان امام نگاه می کند. جبهه آن جایی است که حسن بهمنی به احترام امام سکوت می کند. جبهه آن جایی است که بهترین، با تقوا ترین است.






ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی

بی زر و گنج به صـد حشمت و قارون باشی

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی






هنوز شهدا به خاکریزها تکیه زده اند و من یک ذره از خاک آن خاکریزها را با هکتارها زمین در لندن عوض نمی کنم. برای من جدایی از رسم شهید بسیار دردناک تر از "جدایی نادر از سیمین" است. من سینما گر نیستم ولی اگر قرار شد روزی به آلمان سفر کنم، دوست دارم مسیرم "از کرخه تا راین" باشد. برای من پلاک حلبی شهدا خیلی ارزشمندتر از خرس طلایی برلین، نخل طلای کن، شیر طلایی ونیز و یا جایزه اسکار است.


هنوز خاکریز باقیست و شهدا به آن تکیه زده اند. من نه اهل غربم که با دیدن رودخانه "می سی سی پی"، "نهر خین" را فراموش کنم و نه اهل "شرق" ام که جبهه را با کاریکاتوری مسخره، مسخره کنم. من اهل "شلمچه" ام. چه می گویم؟! "شلمچه"؟ "شلمچه" را که سالهاست درش را بسته اند! ولی من همان جا گیر کرده ام. و چه خوب جایی است! من اگر بخواهم مجله بخوانم سراغ "فیلم" نمی روم. من "فکه" را که در هیچ دکه ای پیدا نمی شود می خوانم تا واقعیت را بخوانم نه فیلم را...
وچقدر دلم تنگ است...

دل، تنگ پدر پیری است که نفسش هزاران مسیحا نفس ساخت.
و من امروز دلتنگ خاکی پوشان اویم که رفتند و ما را تنها گذاشتند...ولی نقشه آسمان را هم برایمان گذاشتند...

شاید آن روز که سهراب گفت:

"اهل کاشانم"و گفت:
"قبله ام یک گل سرخ"

می دانست که

"شهید" یعنی یک گل سرخ
و مزار شهدا قبله گاه عشاق است.

"من مسلمانم"
اهل ایرانم
من یتیم جمارانم...

 



برچسب ها: شهید، جنگ، جبهه، امام، جدایی نادر از سیمین، انقلاب، سینما،

نوشته شده در دوشنبه 17 مهر 1391 توسط بی پلاک
عاشقانه

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin