تبلیغات
پلاک آخر - حزب اللهی نما...
جنگ چه شد که قهر کردی؟
دلتنگ پیر جماران

جستجو
لوگوی دوستان

سخن عترت

موضوع: انقلاب اسلامی -اندیشه -
بسم الله

چند شب پیش می خواستم از رمضون و مولا علی علیه السلام بنویسم، اما نشد. امروز هم حس از شهدا نوشتنو ندارم. راستش اعصابم از یه سری بچه حزب اللهی نما خرده که دارن اسم حزب اللهی رو خراب میکنن. این چند سالی که گذشت یه چیزی برام خوب معلوم شد، اونم اینکه فهمیدم چقدر کم هستیم. این چند وقت دیدم چقدر از حزب اللهی نما ها و بسیجی نما ها هستند که دوستدار قدرت و ثروت هستند و برای رسیدن به آن از هیچ چیزی دریغ نمی کنند؛ حتی حرام و حلال!! دیدم. با چشم خودم دیدم که اگر کارهاشونو ندیده بودم و حرفهاشونو نشنیده بودم بی شک نمی گفتم و نمی نوشتم. بودند کسانی که بسیج دانشگاه را پلی برای رسیدن به مسئولیتی می پنداشتند و می پندارند!!!!.... بگذریم... برخی اینگونه اند...

سر منبر "علی علی" گویان
پشت منبر به فکر مه رویان
ریشمان قیمت طلا دارد
شده اسلام بهترین دکان

خلاصه این که اعصابم از دست کسانی که دین و شعارهای انقلاب رو وسیله و پلی برای رسیدن به دنیای خویش انگاشته اند، داغون شده. بگذار برسند به آن چه دوست دارند... گوارای وجود دنیاییشان و بگذار در این زندان دنیا هر چقدر دوست دارند جولان بدهند؛ اما هرچه باشد زندان زندان است...




چقدر زیبا گفت حضرت سید الساجدین در دعای ابو حمزه ثمالی:

سیدی أخرج حبّ الدنیا من قلبی...

پ ن: شعر از وحید قاسمی هست.

برچسب ها: دنیا پرستی، دین فروشی، دنیا، پول پرستی،

نوشته شده در سه شنبه 31 تیر 1393 توسط بی پلاک
عاشقانه

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin